آوا آوا ، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

آوا خانم نازنازی

لذت شیر دادن

ما آدمها تا وقتی چیزی رو داریم قدرش رو نمی دونیم اما وقتی که از دستش میدیم تازه میفهمیم چی رو از دست دادیم. چند روزه که آوا مریض شده . سرمای سختی خورده ـ سرفه های شدید می کنه ـ آبریزش بینی داره و خلاصه سینش حسابی چرکی شده . بچه اکم اونقدر بی حال بود که دیروز دیگه حتی هیچ تمایلی به خوردن شیر من هم نداشت. آوایی من که همیشه دلش می خواست شیر بخوره و حتی بعد از خوردن غذای کمکی هم بلافاصله تمایل برای شیر خوردن داشت حالا هر کاریش می کردم اصلا حاضر نبود شیر بخوره و من واقعا مونده بودم که چکار کنم. از یه طرف غصه مریضی و گرسنگیشو داشتم و از طرف دیگه به این فکر بودم که اگه دیگه نخوادشیر منو بخوره چیکار کنم. یاد شبهایی افتادم که اونقدر می خوردکه خس...
27 فروردين 1390

اولین بای بای

آوای مهربونم ...نصف روز رو با تو نبود ن و دلتنگی برای در آغوش کشیدنت از یک سو و گرمای مطبوع هوا از سوی دیگه باعث شد که دیروز دلم بخواد با دخملکم به پارک برم. دوتایی با هم رفتیم پارک بانوان و من از بودنت تو بغلم کلی کیف کردم. ماشاا... سنگین شدیا! کم کم باید به فکر خرید کالسکه برای دخترمون باشیم. وقتی داشتیم از پارک بر می گشتیم خانم بغل دستی مون که هنوز روی نیمکت نشسته بود برات بای بای کرد و تو که بای بای رو یاد گرفتی ، برای اولین بار تو زندگیت براش بای بای کرد. و چقدر من از این لحظه لذت بردم. خیلی دوستت دارم و هر روز خدا رو برای داشتنت شکر می کنم. ...
22 فروردين 1390

دلم برات تنگیده

آوای من ، صبح تو خواب بودی که من اومدم سر کار . آرام و بی صدا اومدم مبادا که بیدار بشی. دلم برات خیلی تنگ شده و دارم فکر میکنم آیا کار درستی میکنم که میذارمت پیش مادر جونت و میام سر کار. مطمئنم که بزرگتر بشی حتما میفهمی که این کارها همه بخاطر خودت بود. برای آینده بهتر. خیلی دوستت دارم عزیزکم.
18 فروردين 1390

سلاممممممممممممم

آوایی من همینکه نشست روی سفره دندون نشونش  اول قرآن رو برداشت و بعد جانمازو! وای که وقتی پدرش فهمید چقدر خوشحال شد . پدر دوست دارد دخترش نماز بخواند...!!!! یه رسم قدیمیه که میگه بچه وقتی دندون در میاره باید براش دندونی (جشن دندان در آوردن ) بگیرن. برنج و عدس و گندم رو سرخ می کنن و بچه رو می نشونن روی سفره ای که توش چیزهایی  مثل:شونه ُ آینه ُ قرآن ُ خودکار و... می زارن.  کودک رو می ذارن سر سفره و اونبا برداشتن هر چیزی در واقع شغل آینده اش رو تعیین میکنه .روش از اون برنجها می ریزن و شادی می کنن. بعضی شهرها هم آش می پذن و به بچه میدن. مثلا دخترم قراره قاری قرآن بشه ...به به .. به به ..  دو تا پیراهن هد...
17 فروردين 1390

دندون نشون

دخملکم دو تا دندون در آورده ولی خیلی بی تابه.               مامانایی که بچه هاشون دندون در آوردن  می فهمن چی میگم. همش بالا میاره و گریه میکنه . خدا کنه تا ۱۲ فروردین ( سالگرد عقدمون ) که می خوام براش جشن دندونی بگیرم خوب بشه . دخملی دوستت دارم و از اینکه مریضی خیلی ناراحت . زجر آورترین چیز در دنیا ندیدن لبخند توست. ...
10 فروردين 1390

نوروز مبارک

سلام به همه چوچولوهای عزیز و مامانای مهربونشون عید همگی مبارک. امیدوارم امسال برای همگی سال خوبی باشه. برای دخترکم: امسال اولین سالیه که تو در کنار مایی . من و پدر از داشتنت خیلی خوشحالیم و هر روز خدا رو شکر می کنیم.     ...
9 فروردين 1390